مدینه-روز اول
اینجا، عده ای از زنها موهای کاملا پوشیده دارند و حتی قسمتی از صورتشان را هم پوشانده اند ولی یک بلوز نه چندان بلند و یک دامن نه چندان گشاد به پا دارند.
برخی پاهایشان کاملا برهنه است.
برخی گردن های برهنه دارند.
حجاب ایرانی ها هم کاملا مشخص است: تاکیید بسیار بر پوششی که تمام قسمت های بدن را بپوشاند، طوری که هیچ پستی و بلندی آن مشخص نباشد. به نظرم لباس ایرانی ها از اکثر ملت ها(خصوصا ملت های غیر عرب)بلند تر و گشاد تر است. لباس بقیه تقریبا به بدنشان چسبیده. همچنین، پاهای ایرانیان معمولا پوشیده است ولی در عوض نوعی بی قیدی در پوشش دستها(تا هر قسمتی)دارند و صورت هایشان هم که عموما باز است.
به غیر از پوشش سفت و سخت مو، که گویی همه به یک میزان به آن معتقدند، هر ملتی در پوشش قسمت های مختلف بدن، شیوه ی خاص خودش را دارد. هر ملتی، به فراخور وضعیتش، بخشی از بدن را بیشتر پوشانده و بخش دیگر را آزاد گذاشته.
تنوع لباس بین مردها بسیار کمتر است. تا چند ساعت اول فقط دشداشه های بلند و سفید می بینی. به تدریج انواع دیگر لباس را هم می شود تشخیص داد.
برخی به جای دشداشه های بلند سفید، لباسی تا سر زانوهایشان پوشیده اندکه پایینش هلالی شکل است و خیلی وقت ها هم رنگش سفید نیست و شلوار همرنگی هم پایشان کرده اند. روی سرشان هم معمولا کلاه است. احتمالا این لباس پاکستانی هاست. بعید می دانم که لباس عربی باسد.
مردهای اقوام مختلف، کلاه های مختلفی به سر می گذارند. امروز یک کلاه قرمز دیدم که به گمانم برای مصری ها باشد. و کلاه های سفید استوانه ای که از ظاهر صاحبشان می شد حدس زد که اهل آسیای شرقی هستند.
این مردهای عرب برهنگی عجیبی را تجربه می کنند: دشداشه های بلند سفید که به گمانم هیچ چیز هم در زیرش نمی پوشند. و پاهای کاملا برهنه. گاهی پارچه ی قرمزی هم روی سرشان است. معمولا یکی از پاهای برهنه را بالا می آورند و روی چیزی(مثلا ماشین) می گذارند، انگار که بخواهند عریانی شان را به رخ بکشند. بعضی وقت ها هم روی یک صندلی عجیب که شبیه منبر کوچک است، چهار زانو می نشینند. این صندلی ها کاملا مربع و بسیار بلند هستند.
برخی افراد که به نظر می رسد اهل عربستان نباشند، زیر دشداشه های بلند سفید، لباس دیگری می پوشند.