نتیجهٔ تست منفی بود و حالا همه چیز مبهم‌تر است. علائمی که از دیروز شروع شده بودند هنوز ادامه دارند: لرز و احساس تب (هنوز دماسنج تب نشان نمی‌دهد)، تپش قلب، بدن‌درد و سردرد، ضعف و خستگی شدید که حالا تهوع هم به آن اضافه شده. با وضع ریهٔ من روی سرفه‌ها نمی‌شود حساب کرد. به خاطر غیرقطعی بودن نتیجهٔ تست‌ها، قرنطینهٔ شخصی را ادامه می‌دهم، تا این حدش را از قبل تصمیم گرفته بودم. اما اگر نتیجهٔ تست مثبت بود حالا با خیال راحت‌تری فقط می‌خوابیدم. دیروز با این‌که ساعت‌های زیادی را خوابیده بودم، سر کلاس کاملاً گیج بودم و نمی‌فهمیدم چه می‌گذرد، اصلاً در حال خودم نبودم. فکر کردم از میان کلاس با عذرخواهی یا بدون توضیح بیایم بیرون و بعد فکر کردم چه کاری است، حالا دو ساعت بیشتر هم می‌شود تحمل کرد. گرچه در ساعت آخر در عذاب کامل بودم، حتی دیگر درست نمی‌شنیدم چه می‌گویند، فهمیدن که جای خود دارد. اگر پاسخ تست مثبت بود دیگر بدیهی بود که بدون هیچ خجالتی باید هر کاری را رها کنم. احساس می‌کنم مریضم و غیر از استراحت نمی‌توانم، کارکردن واقعاً برایم دشوار است و با این جواب تست انگار بهانه‌ام برای کار نکردن از دست رفته. کار زیاد، زمان کم، بدن ناتوان و بهانه‌ای که نیست.