هر کس با ما نباشد بر ماست؟(2)
من چند روز پیش مطلبی نوشتم تا توضیح دهم که چرا با برخی از رفتارها مشکل دارم. و برای اینکه حرفم را راحت تر توضیح دهم مصداق هم آودم. مصداق محترمه هم در ۱۳ کامنت پاسخی به نوشته های من داده. آن چه تا قبل از این نوشته ام جنبه ی عمومی داشته و به همین دلیل در وبلاگ قرار گرفته، ولی از این جا به بعد پاسخ های من به شخص مهتاب(مصداق محترم) است و با توجه به شناختی که از این شخص شخیص دارم. اگر بحث برایتان جالب بود بخوانید:
کامنت اول مهتاب:ساره چقدر بغض کرده باشم از دیروز خوبه؟ ...{بقیه ی کامنت خصوصی است}
پاسخ:فردای آن روز تا شبش نمی دانم چند لیتر گریه کرده ام. خصوصا که به یک دلیل کاملا نامشخص ناگهان صبح شنبه(فردای بحث من و مهتاب)مستند ایاک والدما را دیدم. برای اولین بار در زندگی ام احساس کردم که ظرفیت عصبی کاری را ندارم. چهار بار فیلم را قطع کردم و هر بار آن قدر از خشم و درد فشرده بودم که نمی فهمیدم چه مدت گریه کرده ام و تا کمی آرام می شدم ناخودآگاه ادامه ی مستند را می دیدم. غم که شمردن ندارد مهتاب دارد؟ چه کسی می تواند ادعا کند که در این وقایع آسیب بیشتری دیده؟ مطمئنم که هیچ کس نمی تواند این ادعا را بکند. ما حتی از اندازه گیری میزان رنج هم، نیز عاجزیم. باور کن!
کامنت دوم مهتاب:. گفتی دوباره با مهتاب دعوام شد. من بار دیگه ای یادم نیست (اون کامنتا رو یادمه اما) و این بار رو هم دعوا نمیدونم. بحث ِ گند ِ تلخ بهتره تا دعوا به نظرم. نه؟
پاسخ: آره دعوا نیست قبول
کامنت سوم مهتاب:در آن روز خاص و در سایر روزها، من تلاش می کنم بی طرف باشم حرف چرتی ه! مگه سیب زمینی ام یا کدو که بی طرف باشم؟؟ چه چرتی گفتم اگه اینو گفتم. منظورم این بوده که من صرفاً اومده بودم گوش بدم و ببینم کی چی میگه(به عنوان فضا پرکن ِ هوچی نیومده بودم؛ همونطور که شما نیومده بودید) بیست تا از شعارا رو مثلاً جواب داد، من شاید واسه دو تاش دست زدم، اون دو تا رم الان هم در هر شرایطی و هر جایی، سوت هم میزنم! (راجع به خط امام بود و شهدا)
پاسخ: من هم عمیقا معتقدم که انسان امکان ندارد بدون داشتن موضعی (از قبل) به جستجوی مطلبی برود. ولی در آن زمان و مکان خاص دست زدن فقط معنای تایید حرف را نمی داد. مثلا یادم هست که صفار هرندی گفت"آقای کروبی در سال فلان به دیدن منتظری رفته وگفته..."{نقل به مضمون} بعد دوستان بسیج شروع کردند به دست زدن، من برایم سوال ایجاد شده بود که این ها برای منتظری دست می زنند یا برای کروبی؟ کلا معنای این دست زدن در آن لحظه چیست؟ یا مثلا می گفت "فلان شخص اصلاح طلب گفته گروهک منحرف نهضت آزادی" بعد دوباره دوستان نمی دانم برای چه دست می زدند. ببین مهتاب عزیز معنای رفتارهای مان را ما خودمان مشخص نمی کنیم. همیشه این محیط است که بر معنای رفتار ما اثر می گذارد. مثلا تا جایی که من یادم هست، دوستان بسیج هیچ وقت برای تایید سخنرانشان دست نمی زدند(حتی یادم می آید که در اوایل برنامه، مجری که از دوستان بسیجی بود به ما انتقاد کرد که سالن همایش را با برنامه های آنچنانیمان!! اشتباه گرفته ایم و کف و سوت می زنیم) ولی در آن مجلس خاص یکی از معانی این کار تایید سخنان سخنران بود. پس لطف کن نگو که در هرجایی اگر این شعار داده می شد دست می زدی چون اولا اگر ۱ سال پیش چنین برنامه ای بود فکر نمی کنم که نه تو و نه هیچ کدام از بچه های بسیجی برای تایید سخنران اینچنین دست می زدید(جدا مهتاب من در آن روز صحنه هایی را دیدم که در هیچ میتینگ سیاسی ندیده بودم، بچه های بسیج واقعا با شور عجیبی دست و کف و سوت می زدند و امیر حسین ثابتی هم که در آن گوشه ی سالن دست هایش را گرفته بود بالا و می پرید و دست می زد و دیگران را هم تهییج می کرد). همه ی سعی من در پست قبل این بود که نشان دهم حمایت از یک گروه خاص(که دست زدن در آن روز بعد از شعارها همین معنی را داشت)به معنی پذیرفتن مسئولیت بخشی از اعمالی است که آن گروه به پشتوانه ی آن حمایت انجام می دهند. در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.
ادامه دارد...