لذت اپیکوری خواندن؛ «جهان چگونه مدرن شد؟»*
کتاب روایت دلنشین و روانی است از نوشتهشدن، مفقودشدن و بازکشف کتابی که به اعتقاد نویسنده، استیون گرینبلَت، منجر به مدرن شدن جهان شد. کتاب داستانوار پیش میرود. نویسنده محیط زندگی، افکار و تجربههای شخصیتهای اصلی این دورهی هیجانانگیز را بازسازی کرده و جایی در مرز کتاب تحقیقی-داستانی حرکت میکند.
شخصیّت اصلی این داستان پوجّو براچّولینی است، اومانیست قرن ۱۵ و کاشف کتاب درباب طبیعت چیزها، نوشتهی لوکرتیوسِ اپیکوری. نویسنده دورهای را بازخوانی و روایت میکند که از قرن ۱۴، بعد از کشفیات پتراک، از جمله کشف دوبارهی قطعاتی از سیسرو، جنونی همهگیر برای یافتن شاهکارهای گمشدهی رم باستان اروپا را تکان داد. پوجّو متأثر از این دورهی فکری به جستوجوی کتابهای گمشدهی باستانی میرود. اما آنچه ضامن موفقیت جستوجوی او است، تواناییهای شخصی او (از جمله لاتیندانی خیلی خوب، خط زیبا و سرعت و دقت در استنتساخ) است که در طول زندگی پرفرازونشیباش به عنوان منشی چند پاپ (از جمله یک پاپ معزول) بدست آورده، و البته فراغتی که بعد از بحران سیاسی و بیکاری بدست میآورد.
نویسنده تنها داستان زندگی پوجّوی ایتالیایی را بازآفرینی نمیکند، بلکه با اشارهای به کشفیات باستانشناسی پمپی، نقبی میزند به دورهای که لوکرتیوس در آن میزیست و کتاب درباب طبیعت چیزها را نوشت، دورهای که فلسفهی اپیکوری دیدگاهی غالب بود. و به همین حد هم اکتفا نمیکند و تلاش میکند خواننده را حتی به فضایی که اپیکور در آن میاندیشید ببرد. اندیشهای که بنیانش بر مادهگرایی اتمیستی است و اعلام میکند که همه چیز محصول تصادف محض در اتصال و از هم گسستن اتمهاست و در نهایت بر همین مبنا نتیجه میگیرد که بیم و امیدی از ماورای این جهان مادی-اتمی نباید داشت و خیر اعلا جستوجوی لذت در همین جهان است.
بعد نوبت به این میرسد که نویسنده توضیح دهد یا در واقع برایمان تعریف کند که چگونه مسیحیت در طول قرون وسطی، اپیکورگرایی را قدم به قدم به عقب راند و به محاق فراموشی سپرد، اتمیسم آن را رد کرد و جستوجوی درد و رنج، جایگزین جستوجوی لذت شد، تا زمانی که جویندگان متون کهن در قرن ۱۵ با کشف کتاب لوکرتیوس دوباره اپیکورگرایی را احیا کنند.
در آخر نوبت به این میرسد که این کتاب چگونه در سراسر اروپا، با نسخههای خطی و چاپی (در ابتدای شروع به کار صنعت چاپ)، پخش شد. و چگونه اندیشههای مندرج در آن، توسط هنرمندان، دانشمندان و فلاسفهی دورهی رنسانس، از جمله فیچینو، توماس مور، ماکیاولّی، داوینچی، بوتّیچلّی و گالیله، جذب و تکرار شد و تصور ما از جهان را تغییر داد.
*جهان چگونه مدرن شد؟ داستان یک «پیچ»، یک کاتب، یک کتاب. استیون گرینبلَت. ترجمهی مهدی نصرالهزاده. نشر بیدگل.