وداع
باید میرفتم، برای وداع آخر، حتی با اینکه میدانستم که ممکن است فضای دانشکده در چنین روزی حالم را بدتر کند. حدسم درست بود. آدمها، رفتارها، کلامها، حالم را بدتر کرد. فقط سخنرانی دکتر بهشتی بود که با حال و هوایم سازگار بود. از این گفت که جمع شدهایم برای وداع با پیکر دکتر جهانگیری در دانشکدهای که بیش از نیمقرن شاهد آمدورفت او بود. حالم دقیقاً همین بود، میخواستم در دانشکدهای که سالها دکتر جهانگیری را آرام و آهسته گذران دیده بودم، وداع کنم. پیکر نازک پوشیده در ترمهاش از جلویم گذشت، برای همین لحظه آمده بودم. برای دیدن اینکه میگذرد.
در فضای پرالتهاب دانشکده و حالوهوای عصبی گروه فلسفه، دکتر جهانگیری شاید تنها کسی بود که هیچ کس از او آزرده نبود. شاید برای همین انتظار داشتم که دانشجویان بیشتری را ببینم. اما کسی نبود. همکلاسیهای من در ده سال پیش، آخرین گروه دانشجویان کارشناسی دکتر جهانگیری بودند. از دانشجویان ارشد و دکترا کمتر انتظار چنین حضوری میرود و همکلاسیهای سابق من هم احتمالاً هرکدام در جایی از دنیا مشغولیتهای خودشان را داشتند.
صفتش بزرگواری بود و تواضع، دو چیزی که در این مراسم غمگین کمتر از سخنرانان و حضّار دیده میشد. نمیدانم انتظارم چه بود. نمیدانم چگونه اگر بود حالم را کمتر بد میکرد. دکتر جهانگیری نیازی به اغراقهای سخنرانان، که در اینگونه مراسم مرسوم است، نداشت. به گمانم همان منش بزرگوارانهاش و یادگارهایی که در زبان فارسی اوّلین بودند، کافی بود برای اینکه دور هم جمع شویم تا برای آخرین بار در دانشکدهی ادبیات ببینیم که میرود.
بعدنوشت: از صبح به این فکر میکنم که چه چیزی در مراسم انقدر حالم را بد کرده. لابد یک چیز نبوده و چند دقیقهای یکبار به نتیجهی تازهای میرسم. حالا فکر میکنم، اگر کسی در زندگی حرفهایاش، یا دستکم در بخش بزرگی از آن اعتقادات مذهبیاش را نشان نداده، ناخوشایند است که در مراسم ترحیماش انقدر بر این وجه تاکید شود.
دکتر جهانگیری تحصیلات حوزوی داشت و شخصی مذهبی بود. اما حداقل من در کلاس فلسفهی عصر جدیدش که یکی از پرتدریسترین کلاسهایش بود، هیچوقت اشارهای به اعتقادات مذهبی یا زندگی مذهبیاش نشنیدم. شاید در کلاسهای دیگر، مثلاً کلاس کلام، این وجه بیشتر قابل دیدن بوده، بااینحال از شخصیتی که از او شناختم، بعید میدانم که در آن کلاسها هم به زندگی و اعتقادات شخصیاش ارجاع مدام داده باشد. در عوض تعداد بسیاری از سخنرانان برنامهی امروز، به طرق مختلف از مذهبی بودن او و تأثیرش بر کارش گفتند.