نامه؛ عشق همواره در مراجعه است.
عادت سالهای دور برگشته. مدتی است که متوجه بازگشتش شدهام، اما در این چند روز که ذهنم مشغولتر و دلم ناآرامتر بوده، تکرارش بیشتر توجهام را جلب کرده. چند سال پیش عادت داشتم که در ناآرامیهای لحظهای اسمت را صدا بزنم. چندبار پشت سر هم. حتی وقتی که دیگر نبودی، یعنی مدتی که دوستیمان به کُما رفته بود. این حال آنقدر شدید بود، که وقتی چند روزی در آن شهر غریب مهمان دوستی شدم، لازم شد برایش توضیح دهم که آنچه مدام زیر لب میگویم، نام معشوقی است و نه ذکری یا دعایی. آن روزها حتی با هم حرف هم نمیزدیم.
میدانم که هفتهی ناآرام و پرنگرانیای پیش رویم است تا تکلیف موضوعی که یکسال است درگیرم کرده، بالاخره مشخص شود (همین را هم که مینویسم میترسم که این بیتعیّنی بیشتر ادامه پیدا کند). و به گمانم تعدد بارهای صدا کردنت در این یک هفته بیشتر خواهد شد. باید مراقبت بیشتری کنم که اطرافیانم را با ذکر مدام یک نام، بلند و آرام، متعجب نکنم.
یادم نیست کدام دوستی بود که با دیدن این حال، گفت که حسودیاش شده به داشتن چنین معشوقی. زهرخند زده بودم. آن روزها در حالی نبودیم که حسادت به رابطهمان معقول باشد. و این روزها فکر میکنم که داشتن همراهی مثل تو خوشی ناب و نایابی است.
دوست ندارم برای امر محتوم غر بزنم. هیچ وقت شنوای خوبی نبودهام برای کسی که معشوق/دوست/یارش کنارش نیست و مدام ابراز دلتنگی میکند. این را هم میدانم که انتخاب کردهایم که باوجود فاصله و اینکه میتوانستیم بیهیچ مانعی برویم، بمانیم و آگاهم به مزیتهایی که این فاصله برایمان داشته. در این یکسال که همراهی مدامی کردهای، از دشواریهای بسیاری حرف زدهایم و گاهی پیشنهادهایت، گاهی شنیدنت، گاهی ابراز دوستی و... آرامم کرده. اما در این روزها، در این یک هفتهی لعنتی، ناآرامیام چیزی نیست که با حرف معقولی بشود آرامش کرد. اصلاً آرامشدنی نیست. فقط اگر حضورت بود، میشد راحتتر تحمل کرد.
هیچوقت دلم نخواسته در مورد تو، غر بزنم که نیستی. فکر میکردم تکرار بدیهیات معنا و فایدهای ندارد. کیست که دوستتر نداشته باشد، کسی که دوستش دارد کنارش باشد، کیست که در دوری خاطرات مشترک را متدام مرور نکند. و این هم هست که اتفاقاً با هم بودنمان در دوری، برای من داراییای منحصربهفرد و بسیار شخصی است. اما حالا، در این روزها که ناآرامم، با همهی آگاهیام به معنای دور بودنمان، نمیتوانم نسوزم از حسرت اینکه اینجا نیستی، همین یک خیابان بالاتر.