این جسم سرد و خشکی و سختی که من دارم...

یاد هم نگرفته ام، دلیلی هم نداشته ام که چیز دیگری باشد.

چند سالی می شود که می دانم غیر از این هم نمی شد باشد. نمی توانم لذتی ببرم از غیر از این بودن.

تجربه های این چند سال کافی است رهایم کنید همین طور که هست راحت ترم.