گزارشی از کتاب «چرا من یهودی نیستم.»
این دومین کتابی است که از شلوموزند میخوانم. کتاب دیگر او، اختراع قوم یهود، را با ترجمهی روان احد علیقلیان، چاپ نشر نو، خوانده بودم. کتاب چرا من یهودی نیستم. که متنی بسیار جذاب از شلوموزند است را محمود سلطانیه و حامد فولادوند ترجمه کردهاند و نشر تاریخ ایران منتشر کرده. حاصل کار بسیار بدخوان و پر از غلطهای چاپی و تایپی از آب درآمده. آنقدر که توصیه کنم متن را به زبانی دیگر بخوانید.
به گمان من آموزهی اصلی کتاب اختراع قوم یهود چنین است: «یهودیت همیشه یک باور-فرهنگِ مهم بوده است و نه یک ملت-فرهنگِ یکپارچه» (ص. ۴۰). این آموزه با یافتههای تاریخی متعدد پشتیبانی میشود که نشان میدهند یهودیت در بخش بزرگی از تاریخش با ایدهی توحید، انسانها مختلفی را در بخشهای مختلف جهان جذب کرده؛ نه اینکه دینی محصور به گروه قومی خاصی بوده باشد. نویسنده در بخشهای دیگر کتاب به این میپردازد که ناسیونالیسم به مفهوم امروزیاش در قرن ۱۹، همانطور که هویات اروپایی را قوام میداد، چگونه باعث ایجاد انگارهای خاص از قوم یهود شد. انگارهای که دو جزء اصلی آن یکی پیوستگی تاریخی قوم یهود و دیگری افسانهی تبعید بود که حق بازگشت (/رفتن؟) به سرزمین فلسطین/اسرائیل را موجه میکرد. نویسنده همزمان قطعیت تاریخی تبعید و پیوستگی تاریخی چیزی به نام قوم یهود را به چالش میکشد.
به گمان من کتاب اختراع قوم یهود از نظر بررسی تاریخی و برقراری نسبت بین آن و وضعیت معاصر بسیار روشنگر است. در برابر، چرا من یهودی نیستم، بیشتر به وضعیت معاصر میپردازد و یکی دیگر از تصورات غالب را به چالش میکشد: کسی که شعائر دینی یهودی را انجام نمیدهد اما از مادر یهودی زاده شده، یهودی لائیک است. در حالی که کسی که از والدین مسلمان زاده شده، ولی شعائر دینی را انجام نمیدهد، مسلمان، لائيک نیست. روشن است که این تصویر تثبیت نمیشد، اگر این اعتقاد وجود نداشت که یهودیت نه یک دین یا فرهنگ، بلکه یک نژاد است. شما میتوانید مسلمان یا مسیحی یا حتی آمریکایی و آلمانی بشوید یا دیگر نباشید، اما نمیتوانید «یهودی لائیک» شوید. وجود یهودیهای لائیک، این باشگاهِ به گفتهی نویسنده انحصاری، مستلزم باور به این است که یهودیت موضوعی نژادی است. نویسنده تلاش دارد نشان دهد که اگر موضع نژادی را کنار بگذاریم، هیچ چیز به عنوان فرهنگ یهودی لائیک مشترک وجود ندارد، که اگر کسی شعائر دینی یهودیت را کنار گذاشته باشد، با تعلق به آن، یهودی لائیک باقی بماند؛ و این یه نوبهی خود نشاندهندهی این است که یهودی بودن امروزه جز با تبار و نژاد تعریف نمیشود.
و هدف نویسنده از به چالش کشیده این ایده روشن است: «پیوندی تنگاتنگ وجود دارد میان شناسایی یهودیها به مثابهی قوم یا قومنژاد ابدی با سیاست اسرائیل در مورد شهروندان غیریهود.» (ص. ۱۹)