چند وقتی است که از خ/ط/ن/ه کردن زنان زیاد می شنویم. به راحتی این عمل تقبیح می شود و بدون هیچ گونه محدودیتی علیه اش موضع گیری می شود و بسیار اند گروه های حمایت از حقوق زنان و حقوق بشر که سعی می کنند جلویش را بگیرند.

می شنویم که این عمل در مناطق مختلف به دلایل متفاوت انجام می شود، مثلا گاهی اعتقاد بر این است که بخشی از بدن زن که بریده می شود آلوده است و... اما بین همه ی دلایل یکی از همه عجیب تر است: در برخی مناطق هنگام انجام این عمل بخشی از بدن زن را می دوزند و دلیل این است که مطمئن شوند زن تا زمان ازدواج(رسمی لابد)باکره می ماند. و در نتیجه قیمت زنانی که چنین اتفاقی برای آن ها افتاده بالاتر است و راحت تر می توانند ازذواج کنند. می دانم که راه های کم هزینه تری هم برای اطمینان به ب/ا/ک/ر/گ/ی هست. مثلا همان اهمیت غیرقابل انکار پ/ر/د/ه/ی/ب/ک/ا/ر/ط در فرهنگ ما که امروز خیلی ها می دانند که برخی ندارند و برای برخی پاره نمی شود و...

می بینید که چه نقش مشابهی دارند؟ ارزش زن را برای ازدواج بالا می برند! پ/ر/د/ه/ی/ب/ک/ا/ر/ط(با این نام چندش آور) و خ/ط/ن/ه/ کردن زنان را می گویم. لابد فرقی هم دارند مثلا یکی سبب آسیب  جسمی و روانی زن می شود و دومی چیزی طبیعی است که آسیبی نمی زند. مطمئنید که آسیبی نمی زند؟

مسئله ی من همین نگاه است که خ/ط/ن/ه کردن زنان را محکوم می کند ولی حاضر نیست درباره ی مزخرف بودن اهمیت پ/ر/د/ه/ی/ب/ک/ا/ر/ت که موضوعی بومی تر و ملموس تر است حرفی بزند. ممکن است سکوت درباره ی این قضیه دو علت داشته باشد. اول اینکه  این مسئله تابو است و اتفاقا به طور عمومی! درنتیجه حرف زدن درباره اش هزینه  دارد و سخت است. خب این دلیل قانع کننده نیست، اتفاقا مسئله ای که تابو است ولی سبب زیان به عده ای است باید آن قدر مطرح شود که از این حالت درآید. بالاخره عده ای که ادعای فعالیت برای حقوق زنان را دارند باید شروعش کنند. دلیل دوم احتمالا این است که فرض می شود آسیب این موضوع چندان زیاد نیست. که کاش نبود.

این مسئله و اهمیتش سبب آسیب های فراوان است که کاش درباره اش بنویسیم. من ساده ترینش را، که قبلا هم اینجا بهش اشاره کرده ام، می گویم: اگر به دکتر زنان بروی قبل از معاینه می پرسد که مجردی یا متاهل؟ اگر بگویی که مجردی معاینه ات نمی کند و دلیلش را هم توضیح نمی دهد. دلیلش قابل حدس است؟ مشخص است که چرا دکتر معاینه ات نمی کند؟ دکتر نمی پرسد که اگر معاینه ات  کنم آن پرده ی مسخره پاره می شود حالا تو می خواهی با معاینه بفهمم که کدام عفونتی سبب این درد غیرقابل تحمل هر ماهه ات شده یا ترجیح میدهی که معاینه نشوی؟ نه! نمی پرسد! برایش بدیهی است که معاینه ات نکند. تو را ول می کند با همان درد هر ماهه ات یا طبق حدسش دارویی را که به دیگران داده به تو هم می دهد. می فهمی یعنی چه؟ می فهمی که حتی یک معاینه ساده به این دلیل انجام نمی شود؟ مسخره است! احمقانه است! حتی این مورد هم زیادی ساده است. باور کنید که تبعات این مسئله بیش از این حرف هاست.

عصبانی ام. حالم بد است. کلا که هر موضوعی که به نوعی به این قرارداد اجتماعی و حقوقی ازدواج ختم شود حال مرا بد می کند ولی این موضوع طور ویژه ای آزار دهنده است. می فهمم که اگر ازدواج برای برخی مهم باشد بالاخره فاکتورهایی برای انتخاب همسر وجود خواهد داشت، فاکتورهایی که یک نفر را مطلوب تر می کند. حالا نمی خواهم بحث کنم که این فاکتورها چه فرق هایی با هم دارند و چرا برخی شان چندش آوراند(حداقل از نظر من).

پی نوشت: از این شکل مزخرف نوشتن (نوشتن برخی کلمات با املایی کاملا غلط و "/" بین حروف) معذرت می خواهم. ببخشید! من هم شده ام مصداق کاملی از پیوند نامبارک رادیکالیسم نظری و محافظه‌کاری عملی که بهاره اینجا حرفش را زده بود.