آیا نگاه کردن(زل زدن) به دیگران کار بدی است؟

من جواب این سوال را نمی دانم، اما می دانم:

زل زدن به دیگران بی ادبی است. اما بی ادب بودن لزوماً از نظر اخلاقی بد نیست. مثلا بدون هیچ توضیحی از مهمانی خارج شدن یا در حال غذا خوردن حرف زدن، ممکن است از نظر اخلاقی بد نباشد اما بی ادبی است.

در عین حال، به نظر من، زل زدن به دیگران، حقی را از آن ها ضایع نمی کند. در بند دوم پست مانیفیست تن نوشته بودم که تن مرز(حد، حریم) و مالکیت دارد، به همین دلیل استقلال دارد و تجاوز به آن ضایع کردن حقِ تن است. به نظرم بر سر اینکه تن حریمی دارد و تجاوز به این حریم تضییع حق تن است، می شود توافق کرد. مسئله بحث انگیز تعیین حدود تن است که شاید به دلیل وابسته بودن پاسخش به فرهنگهای مختلف چندان قابل توافق نباشد.

آیا مرزهای تن را پوست تعیین می کند؟ و تنها اگر کسی یا چیزی بدون اجازه با پوست تماس پیدا کرد، به حریم تن تجاوز شده؟ مثلا تنها اگر کسی برای رد شدن از کنار شما با دستش شما را کنار بزند، به حریم تن شما تجاوز کرده؟ یا اگر شخص غریبه ای برای پرسیدن سوالی، بسیار به شما نزدیک شود(البته بدون اینکه تماسی اتفاق بیفتد) هم به حریم تن شما تجاوز کرده؟ اگر مرزهای تن را پوست تعیین کند، با زل زدن به دیگری حقی از او ضایع نمی شود، ولی شاید چیز دیگری مرزهای تن را امتداد می دهد، مثلا دامنه ی قوای حسی.

آیا مرزهای تن تا جایی که قوای حسی عمل می کنند، امتداد می یابد؟ مثلا چنان که سولماز در پست مشام هم را نیازاریم، لطفاً اشاره کرده، استفاده ی از عطر، تجاوز به حریم دیگران است؟ من با چنین بسطی از مفهوم "حق/حریم تن" مخالفم. (البته بخشی از مخالفتم به خاطر علایق عملی است)، من همچنین نمی توانم دلایل دوستان دانشجویمان را در جنبش دانشجویی حیا، درمورد تلاششان برای تغییر پوشش همکلاسی هایشان، بپذیرم.

اینکه چرا هرچیزی را که موجب تحریک قوای حسی شود، مربوط به حریم تن نمی دانم، باید توضیح داده شود. زیرا مثلا، دیدن منظره ای می تواند از طریق ترشح هورمن به طور غیر مستقیم روی جسم من تاثیر بگذارد یا صدای بیش از حد بلند می تواند پرده ی گوش مرا پاره کند.

ممکن است این تفکیک کمک کننده باشد: در برخی از این مثال ها، من امکان حفظ کردن قوای حسی ام از تاثیر محرک ها را دارم و تجاوز به حریم تن تنها زمانی معنا می دهد که امکان حفظ تن از تاثیرات محرک ها نباشد.

پس از نظر من زل زدن به دیگران بی نزاکتی است ولی تضییع حق نیست. ولی سوال اول همچنان باقی مانده است: آیا زل زدن از نظر اخلاقی کار بدی است؟

کاوه معتقد است که فعلی وجود ندارد که حق دیگران را ضایع نکند ولی بد باشد، از نظر او زل زدن به دیگران تنها خلاف ادب است.

من معتقدم که بد بودن فعلی از نظر اخلاقی و ضایع کردن حق، مساوق(هم مصداق) نیستند، حداقل یک مثال نقض برای مساوق بودن آن ها وجود دارد: چاپلوسی(فعلی که از نظر من بدون ضایع کردن حقی، از نظر اخلاقی بد است)

واضح است که بحث نمی تواند این جا خاتمه پیدا کند، زیرا ممکن است باز تعریف و تحلیل مفاهیم "بد"، "حق" و... نشان دهد که بسیاری از این استدلال ها درواقع مصادره به مطلوب هستند.

پی نوشت: بهاره زمانی تصمیم گرفت، (لابد برای حفظ من از برخی خطرها)، همه ی پست های وبلاگش را که در آن ها نامی از ساره(سین) برده بود، پاک کند. بعدها هم گفت که اگر پرسیده شود که این ساره کیست؟ مدعی می شود که مخلوق ذهن خود اوست و از آن جایی که هر مکالمه حداقل نیاز به دو طرف دارد، این شخصیت خیالی(ساره/سین) را ساخته است. خوشحالم که بهاره مجبورر به گفتن این ها نشد. اما برای من هم، با همه ی لذتی که از این پست ها برده ام، واضح است که ساره(سین) وبلاگ بهاره حقیقتاً مخلوق ذهن خلاق بهاره است.